تبليغاتX
- انجمن گيمرهاي ايران
انجمن گيمرهاي ايران
رمز بازی pc & ps2 وعکس و فیلم و هرچی بخو اهی اینجاست خوش آمدید





سلام دوستان عزيز ! از اين که به وبلاگ من سر زديد ممنون . لطفا ً اگه تونستيد يک نظر هم بديد . خيلي ممنون
منوي اصلي
             صفحه نخست
             ايميل به انجمن
             طراح اين قالب
             انجمن وبلاگ
             وضعيت در ياهو



نويسندگان
             مهدی.خ
             عباس.م
             حسين.ح
             ali


موضوعات

             عکس زمینه
             رمزهاي pc
             رمزهاي ps2
             معرفی نرم افزار
             هک و امنیت شبکه
             دانلود بازی موبایل
             معرفی Anti virus
             معرفی بازی های برترسال
             استراتژی بازی (بزودی)
             SMS هاي روز
             معرفي سخت افزار
             عكسهاي برتر بازيها
             نرم افزار موبايل
             گیم شارک
             مشکلات نصب بازی
             فيلم هاي روز دنيا
             رمز گیم شارک XBOx 360
             قیمت کنسولها
             لوازم عجیب برای کنسولها و PC
             اس ام اس نظر سنجی
             اخبار
             !!THEME 3250 N71 N73 N80 N91 N92 N93 DOWNLOAD
             DOWNLOAD!! THEME N70
             دوئل لردها (جدید)
             عکس بازی
             DOWNLOAD!! Theme sony Ericson
             DOWNLOAD!! Trailer fo games


آرشيو وبلاگ

             87/03/01 - 87/03/31
             87/02/01 - 87/02/31
             87/01/01 - 87/01/31
             86/12/01 - 86/12/29
             86/11/01 - 86/11/30
             86/06/01 - 86/06/31
             آرشيو


طراح قالب

گالري قالب وبلاگ






 


كراتوس شكست ناپذير بود و در تمام جنگ ها پيروز و با كشت و كشتار فراوان شهر ها را فتح مي كرد تا اينكه بزرگترين نبرد كراتوس درگرفت. از سمت شرق گروه عظيمى از نظاميان باربارين به اسپارتا و تمام يونان حمله ور شدند و سپاه كراتوس به منظور مقابله با آنان راهى ميدان نبرد شد. كراتوس مانند هميشه در انتظار يك پيروزى ساده بود اما اشتباه مي كرد. با تمام نظم سپاه اسپارتان آنها قادر به مقابله با گروه وحشى و بى رحم باربارين نبودند. باربارها اسپارتا را تصرف كردند و مردم آن را به طرز وحشيانه اى قتل عام كردند.

 

«نگاهى نزديك به افسانه ها و داستانهاى يونان باستان در بازی God of War»

اولين نكته مهم در ساخت هر بازى بدون شك داستان و مسير حركتى آن در طول بازى است و اين قسمت از اولين فاكتورهاى انتخاب يك بازى خوب و به ياد ماندنى در ذهن بازيكن مى باشد و در اين ميان ديده شده است كه هرچه داستان به واقعيت و دنياى ما نزديكى بيشترى داشته باشد محبوبيت آن افزايش مى يابد و باز هم اگر چاشنى كمى تخيل و آينده نگرى در آن گنجانده شود اين معجون داستانى جذابيت دوچندانى به دست خواهد آورد. اما داستان يك بازى جايى به اوج خود ميرسد كه چاشنى تخيلات جاي خود را به افسانه ها و قهرمانان ملل جهان مي دهند و بازيكن آن ديدارى كه قرن ها يك ملت براى به حقيقت پيوستن افسانه هاى خود داشته اند را پيش روى آنان قرار مي دهد. به انجام رساندن اين امر با تمام زيبايى هايش بسيار سخت و دشوار است زيرا تيم نويسنده بايد تحقيقات فراوانى را بر روى عقايد و افسانه هاى آن قوم انجام دهد و كمترين دخل و تصرفى در اصل موضوع صورت نپذيرد. حال تيم داستان نويسى سونى به سوى يونان رفت و با تحقيقات چند ساله بر روى عقايد و داستان هاى مردم اين سرزمين توانست بازى بزرگ و تاريخى God of War را به تمام بازيكن ها و حتى دوستداران تاريخ جهان عرضه كند. در اينجا براى شما خط داستانى بازى از قبل تا انتها بيان مي شود كه اين نوشته ها يك سند تاريخى نيز به شمار مي رود و ريشه در عقايد مردمان يونان باستان دارد.

 

«ابتدا و منشا خدايان»

آشفتگى ، بى نظمى و نابودى شگفت انگيزى تمام جهان را احاطه كرده بود و جريان آبى بى پايان بوسيله خداى اقيانوس رها شده بود كه بخشى از قلمرو خدايى به نام يورينوم (Eurynome) را در بر مي گرفت. يورينوم خداى همه چيز بود و تمام موارد را بدون اشكال اجرا مي كرد. او با بهم آميختن يك مار بزرگ و قوى و باد شمال ، خداى عشق ، اروس (Eros) كه به عنوان اولين تولد خدايان ناميده مى شد را به وجود آورد.

يورينوم با رقص موج هاى اقيانوس آسمان را از زمين جدا ساخت و جهانى واقعى بر روى زمين وسيع بنا كرد و موجوداتى عجيب و غريب مانند حورى ها ، موجوداتى درنده و حتى درستكار و به همان ميزان موجوداتى حيوانى و هيولاهايى بزرگ در آن قرار داد. او در ادامه آفرينشش مادر زمين ، خداى آسمان اورانوس (Uranus) تجسمى از آسمان و ملكوت (بهشت) ، جهنم ، خداى تاريكى و ناحيه اى وحشتناك در زير زمين به نام گايا (Gaia) را آفريد.

با به هم آميختن و پيوند گايا و اورانوس ، خداى خورشيد متولد شد و همچنين نژادى از غول هاى ترسناك و مخوف و بسيار مكار و حيله گر به نام كرونوس (Kronus) به وجود آمد. گايا و اورانوس به كرونوس هشدار دادند: كه اى پليدى ، روزى يكى از فرزندانت بر قدرت تو غلبه خواهد كرد. كرونوس با شنيدن اين جمله فرزندانش را بلعيد تا از وقوع اين اتفاق جلوگيرى كند. اين عمل باعث خشم و عصبانيت بسيار گايا شد و هنگامى كه جوان ترين فرزند كرونوس به نام زئوس (Zeus) متولد شد و بعد از آن كرونوس همسر خود با نام رها (Rhea) را نيز بلعيد گايا سنگى را در قنداق پيچيد و به جاى فرزندش به كرونوس داد تا ببلعد. اين كار گايا براى كرونوس بسيار رضايت بخش بود كه فرزندش را خود او قربانى مي كند اما خبر نداشت كه به جاي فرزندش سنگى را بلعيده است. اين عمل گايا را قادر ساخت تا زئوس را از چنگ پدرش در آورده و به او جان ببخشد.

زئوس بزرگ شد و به سرعت به مبارزه با كرونوس ستمگر پرداخت. كرونوس نمي دانست مبارز جديد پسر خودش است. زئوس براى شكست پدرش به كمك خواهر و برادر هايش احتياج داشت و در حيله اى متيس (Metis) كه اولين همسر زئوس بود دارويى تهوع زا در غذاى كرونوس ريخت و اين كار باعث شد پنج فرزند قبلى او به نام هاى هستيا (Hestia) و دمتر (Demeter) و هرا (Hera) و هيدز (Hades) و پوزيدون (Poseidon) از دهان او خارج شوند. آنها با كمك يكديگر و هدايت زئوس موفق به شكست دادن پدر خود شدند و او را به بيابان روح هاى شكست خورده و سرگردان تبعيد كردند.

زئوس بعد از پيروزى بر پدر خود بر برادران و خواهرانش نيز مسلط شد و جهان را بر اساس ميل خود به قسمت هاى كوچكى تقسيم كرد. او خود را خداى خدايان ناميد و مكانى بزرگ و زيبا براي خود و خدايان مورد علاقه اش در كوهى با نام المپ (Olympus) در تسال (يونان) بنا كرد و باقى خدايان در زير كوه قرار گرفتند.

زئوس خود را خداى آسمان و تمام پديده هاى آن مانند ابر و طوفان قرار داد و هستيا را خداى آتشدان گمارد و به برادر خود پوزيدون فرمانروايى درياها را اعطا كرد. دمتر خداى بارورى شد و هرا خواهرش خداى ازدواج و زايمان قرار گرفت و هيدز برادر ديگرش خداى مردگان شد. بعد از گذشت مدتى زئوس با خواهر خود هرا ازدواج كرد كه حاصل آن تولد دو بچه دوقلو و بسيار شبيه يكى دختر و ديگرى پسر بود. آتنا (Athena) نام دخترش قرار گرفت و خداى علم و زيبايى شد و پسرش آرس (Ares) نام گرفت و خداى جنگ ناميده شد.

 

«رقابت آتنا و پوزيدون»

زمان ها مي گذشت و در يونان پادشاهى با نام ككروپس (Cecrops) شهرى بنا ساخت كه پيشبينى مي شد به شهرى بسيار موفق و مشهور تبديل شود و همين امر باعث شد تا بسيارى از خدايان به اين فكر افتادند تا حاكم آن شوند و بين آنها درگيرى ها آغاز شد. در انتها آتنا دختر زئوس و عموى وى پوزيدون در اين كشمكش باقى ماندند و براي حل اين مسئله قرار گذاشتند تا هر يك هديه اى به شهر بدهند و هديه هر كس با ارزش تر و بزرگتر بود حاكم شهر شود. پوزيدون كه خداى درياها بود رودخانه اى را در شهر ايجاد كرد و قول يك ناو بسيار بزرگ داد و آتنا درخت زيتونى كاشت و گفت هركس كه بخواهد مي تواند از آن براي ايجاد آتش ، خوردن و مصارف ديگر استفاده كند. با اين هديه آتنا توانست در رقابت پيروز شود و شهر به افتخار او آتن (Athen) ناميده شد.

 

«معبد پندورا (Pandora

سه خداى اصلى: زئوس ، هيدز و پوزيدون به نزد معمارى به نام پاتوس وردس سوم (Pathos Verdes III) كه فردى وفادار و معمار خدايان بود رفتند و به او گفتند معبدى را در گرد خانه جعبه پندورا بسازد كه قدرت كافى براي كشتن يك خدا را داشته باشد. اين معبد بزرگ ساخته شد و همراه جعبه پندورا بر پشت كرونوس كه در بيابان روح هاى سرگردان تبعيد بود قرار گرفت و به او دستور داده شد معبد زنجير شده بر پشت خود را تا لحضه مرگ به دوش بكشد. وردس معمار معبد نيز در زمان ساخت معبد يكى از پسرانش را از دست داد و پسر ديگرش نيز ديوانه شد و به صحراى گمراهى گريخت. او كه با از دست دادن پسرانش اعتقاد خود به خدايان را از دست داده بود ابتدا همسر خود را در بستر با فرو كردن چاقويى در سينه اش كشت و سپس خود او نيز خودكشى كرد و در نامه بجا مانده از وى مشخص شد كه او در ساخت معبد به خدايان خيانت كرده است.

اولين فردى كه سعى در دستيابى به جعبه پندورا را داشت يك سرباز ناشناس يونانى بود كه درون معبد توسط دام هاى گذاشته شده كشته شد و خدايان او را نفرين كردند تا ابد به دروازه معبد بنگرد و آن را بر روى كسانى كه فكر ميكنند آنقدر شجاع و دلير هستند تا از دام هاى معبد عبور كنند و به جعبه پندورا دست يابند باز كند. از آن زمان به بعد افراد بسيارى سعى در دست يافتن به جعبه پندورا داشتند ولى هيچ كدام موفق به اين عمل نشدند و جسد آنها از درون معبد جمع و در آتش سوزانده ميشدند و روح آنها تا ابد بعنوان دشمنان درون معبد به مبارزه با افرادى كه وارد آن مى شدند مي پرداختند و به آنها بدن سوزان گفته مي شد.

 

«اصالت كراتوس»

بيشتر مردم از اصليت كراتوس چيزى نمي دانند و بر خلاف فكر مردم نسبت به وى، او عضو اسپارتان (Spartan) نيز نمى باشد. او بصورت نامشروع از مادرى به نام شاند (shunned) و پدرى كه هويت او را هنوز نمي داند متولد شده است. مادر كراتوس همواره از بازگو كردن نام پدرش خوددارى مى كرد و چون كراتوس فرزندى نامشروع و حرام زاده بود مردم شايعات بسيارى در مورد پدرش و فرار او مى گفتند و اين باعث شده بود كراتوس گستاخ و بى پروا شود. مادر كراتوس با ديدن اين وضعيت ، زندگى خود و فرزندش را در خطر مي ديد و به همين دليل به روستاى اسپارتا مهاجرت كردند. در دوران اقامت در روستا مادر كراتوس دومين فرزند خود را نيز به دنيا آورد. كراتوس و برادرش اختلاف سنى كمى با يكديگر داشتند و در دوران كودكى و نوجوانى اعضاى جدا ناشدنى از يكديگر بودند تا زمانى كه كراتوس به عضويت ارتش در آمد و همه چيز تغيير كرد. آنهايى كه از لحاظ جسمى و روحى قوى بودند به ارتش پيوستند و افراد ضعيف تر به كوه هاى خارج از اسپارتا فرستاده شدند تا از خود محافظت كنند. بدبختانه برادر كراتوس از دسته دوم بود و به كوه ها فرستاده شد و طى زمان كوتاهى در آنجا جان باخت و به عالم مردگان رفت. وى با مردنش حس انتقام جويى شديدى در دنياى مردگان نسبت به برادش كراتوس پيدا كرد و همواره در فكر كشيدن نقشه اى براى از بين بردن برادرش بود اما كارى از وى ساخته نبود.

كراتوس به فرماندهى ارتش رسيد. لشكر او را در ابتدا پنجاه سرباز تشكيل مي دادند اما طولى نكشيد كه لشكر وى به بيش از هزاران نظامى ورزيده رسيد. جنگيدن براي افتخار اسپارتان روش وحشيانه اى بود براى كشتار مردمان بى دفاع ، و او ظالمانه در مسير خود همه جا را به خاك و خون مى كشيد.

 

«جنگ با سپاه باربارين (Barbarian) آدم هاى وحشى»

كراتوس شكست ناپذير بود و در تمام جنگ ها پيروز و با كشت و كشتار فراوان شهر ها را فتح مي كرد تا اينكه بزرگترين نبرد كراتوس درگرفت. از سمت شرق گروه عظيمى از نظاميان باربارين به اسپارتا و تمام يونان حمله ور شدند و سپاه كراتوس به منظور مقابله با آنان راهى ميدان نبرد شد. كراتوس مانند هميشه در انتظار يك پيروزى ساده بود اما اشتباه مي كرد. با تمام نظم سپاه اسپارتان آنها قادر به مقابله با گروه وحشى و بى رحم باربارين نبودند. باربارها اسپارتا را تصرف كردند و مردم آن را به طرز وحشيانه اى قتل عام كردند.

كراتوس و سردسته باربارين با يكديگر مواجه شدند و مبارزه سختى بين آنها درگرفت و پس از دقايقى مبارزه نفس گير و سخت كراتوس تسليم شد و رهبر باربارين پتكش را بالا برد تا سر كراتوس را هدف قرار دهد ، در اين زمان كراتوس به ناچار آرس (خداى جنگ) را صدا زد و از او كمك خواست. آرس هديه اى مخصوص به كراتوس داد )شمشير .(Chaos اين شمشير در آتش كوره هيدز ساخته شده بود و كراتوس به منظور نشانه بندگى خداى جنگ ، شمشير را با زنجيرى به دست خود وصل كرد. كراتوس در اولين آزمايش اسلحه جديد خود سر رهبر باربارين را از تن جدا ساخت و جنگ خاتمه يافت. از آن پس كراتوس و افرادش به خدمت آرس درآمدند و تمام كسانى را كه بر ضد خداى جنگ بودند بى رحمانه از بين مي بردند.

 

«روح اسپارتا»

قدرت طلبى بزرگ ترين اشتباه كراتوس بود. او و افرادش به روستاى كوچكى كه معبد اهدايى به آتنا در آن قرار داشت حمله كردند و هنگامى كه كراتوس به ورودى معبد رسيد پيشگوى روستا او را از ورود به معبد باز داشت و گفت اگر وارد معبد شود بهاى گزافى خواهد پرداخت. كراتوس بدون توجه به اخطار پيشگو ، او را به گوشه اى انداخت ، درب معبد را شكست و با ورود به آن شروع به كشتار روستاييان پناه گرفته در معبد كرد تا اينكه فرياد آخرين قربانى او را از خون ريزى باز داشت و وقتى به خود آمد كه جسد همسر و دخترش را در جلوى خود مي ديد او آنها را كشته بود و در اين هنگام آرس ظاهر شد و خطاب به او گفت در حال تبديل شدن به يك جنگجوى بزرگ است. با مرگ همسر و دخترش كراتوس به مظهرى از مرگ تبديل شد. او از فرط ندامت و پشيمانى اجساد خانواده اش را آتش زد و از معبد خارج شد ، در بيرون از معبد با پيشگو مواجه شد و به كراتوس گفت تو براى هميشه خاكستر همسر و دختر خود را بر روى پوستت به دنبال خواهى داشت و از آن به بعد كراتوس ظاهرى همانند روح يافت و خاكستر بر روى پوستش نشست تا همگان بدانند او چه كارى كرده است. بدين ترتيب افسانه روح اسپارتا متولد شد.

به دليل نيرنگى كه آرس براي كشتن همسر و دخترش به كراتوس زده بود او اينك يك هدف در زندگى داشت و آن گرفتن انتقام و كشتن خداى جنگ بود.

 

«حمله به آتن»

با گذشت ده ها سال ، كراتوس با شيطان درون خود مي جنگيد و اميدوار بود تا با تغييرات روحى و فيزيكى اش ، آتنا و ديگر خدايان جنايات او را فراموش كرده و فرصتى دوباره به او بخشند. كراتوس سفرى در پيش داشت و در درياى اژه (Aegean Sea) با گروهى از سربازان و مارهاى بزرگى مانند هيدرا (Hydra) (اين مار نه سر در افسانه يونان باستان توسط هركول كشته مي شود) مواجه شد.  پوزيدون با دادن تكنيكى قوى به نام خشم پوزيدون به كراتوس كمك كرد و پس از كشتن هيدرا و پيدا كردن كاپيتان كشتى كليد كابين وى را يافت و كاپيتان را به درون گلوى هيدرا پرتاب كرد. پس از غلبه بر هيدرا ، زئوس آتنا را صدا زد و به او اعلام داشت كه برادرش آرس در شرف حمله به آتن مى باشد و از آنجايى كه خدايان نمى توانستند به شخصه دراين كار مداخله كنند به فكر افتادند تا از كراتوس استفاده نمايند.

كراتوس وارد كابين كشتى شد و كابوس كشتن خانواده اش او را لحظه اى رها نمى ساخت. حتى شراب و زن هاى بسيار نيز نمى توانست اين خاطره هولناك را از ذهن او پاك سازد. كراتوس به مقابل مجسمه آتنا كه درون كشتى بود آمد و از او درخواست كمك كرد و آتنا در جواب وى گفت اگر از نابودى شهر آتن توسط آرس جلوگيرى كند خدايان از گناه هاى گذشته او چشم پوشى مى كنند.

پس از رسيدن به آتن كراتوس از كشتى پيدا شد و در راه رسيدن به شهر با هيولا هاى ارتش آرس مواجه شد و آنها را از بين برد. وى در راه ورود به شهر آتن آرس را مي ديد كه همراه با بندگانش به تخريب شهر مشغولند. كراتوس به دروازه شهر رسيد و با پيشگوى آتن مواجه شد ، اما تا بخواهد با او صحبتى داشته باشد ، پيشگو توسط هارپى (Harpi) ها (جانورانى كه تن و رخسار زن و بال و چنگال مرغ داشتند) دزديده شد و كراتوس به دنبال پيدا كردن پيشگو رفت. در مسير ، زئوس به او قدرت استفاده از بزرگترين صاعقه خدايان را اعطا كرد تا در راه رسيدن به هدفش او را يارى دهد.

كراتوس در راه پيدا كردن پيشگو با پيرمردى روبرو شد كه گودالى حفر مى كرد و پيرمرد چيزهاى بسيارى درباره كراتوس ميدانست , اين امر برايش بسيار عجيب بود ولى وقت بسيار كمى براى پيدا كردن پيشگو و پرسيدن مطالب از وى داشت چون آرس به سرعت در حال پيشروى و خراب كردن آتن بود به همين علت راه خود را ادامه داد و پيشگو را در محل هارپى ها پيدا كرد. او پس از غلبه بر تعداد زيادى از هارپى ها پيشگو را نجات داد.

پيشگو به كراتوس توضيح داد كه تنها راهى كه مي تواند يك خدا را از پاى درآورد دستيابى به جعبه پندوراست. حال كراتوس مى بايست از بيابان روح هاى سرگردان عبور كند و بعد از پيدا كردن كرونوس وارد معبد شده و با موفقيت جعبه پندورا را خارج سازد كارى كه تاكنون هيچ كس موفق به انجام آن نشده بود.

 

«جعبه پندورا»

كراتوس با انگيزه كشتن آرس از آتن خارج شد و به بيابان روح هاى سرگردان رسيد. او مى بايست سه سايرن(Siren) (نوعى حورى در يونان باستان) را پيدا مى كرد و پس از كشتن آنها ، روح آنان راه ورود به قلعه اى را باز سازد تا كراتوس بتواند كرونوس را بيابد. بعد از اين مهم كراتوس وارد قلعه شد و با دميدن درون شيپورى كرونوس را كه به سختى راه ميرفت صدا كرد. سپس كراتوس از طنابى كه بر روى صورت كرونوس بود بالا رفت و سه روز طول كشيد تا به بالاى پشت كرونوس يعنى به درب معبد پندورا برسد.

او در جلوى درب معبد با زامبى (Zombie) كه مامور سوزاندن اجساد مردگان داخل معبد بود برخورد كرد و زامبى كراتوس را از ورود به داخل معبد منصرف مي كرد و تشويق به برگشتن داشت ولى كراتوس بدون توجه به حرف هاى او وارد معبد شد. در داخل معبد دو خدا براى رسيدن كراتوس به هدفش به وى هدايايى دادند. ميدن (Maiden) خداى شكار ، سلاحى را به كراتوس داد كه اسم خود بر آن بود و هيدز (خداى مردگان) قدرت استفاده از روح موجودات مرده را براى كمك در مبارزات به او اهدا كرد.

كراتوس براى رسيدن به بالاى معبد بايد از سه مبارزه با اطلس (Atlas) و پوزيدون و هيدز سربلند بيرون مى آمد. بعد از پيروزى در اين مبارزات او راه ورود خود را به كوه زئوس پيدا كرد و با نابودى دشمنان بسيار و فرار از دام هاى درون معبد به جعبه پندورا دست يافت.

آتنا به كراتوس تبريك گفت زيرا تا كنون هيچ كس موفق به انجام اين كار نشده بود ، در همان لحظه آرس از يافتن جعبه پندورا توسط كراتوس باخبر شد و ستون شكسته اى را به سمت وى پرتاب كرد و ستون در قلب كراتوس جاى گرفت و او مرد ، سپس هارپى ها جعبه پندورا را به پيش آرس بردند.

 

«فرار از هيدز»

كراتوس خود را در جهان مردگان و بر روى رودخانه استيكس (رودخانه اى كه هفت بار به دور جهان مردگان مى گردد) مي ديد. او از پایين عالم مردگان راهى را به بالاترين قسمت قلمرو هيدز پيدا كرد و وقتى به آنجا رسيد مشاهده كرد طنابى از سنگى بزرگ آويزان است و كراتوس بدون معطلى از آن بالا رفت و در بالاى طناب خود را در عالم زندگان يافت. پيرمردى كه قبلا او را در حفر كردن گودال ديده بود در اصل با كندن قبرى او را از جهان مردگان نجات داده است. پيرمرد گفت: اى كراتوس تو ريشه اى از خدايان در خود دارى ، و سپس پيرمرد ناپديد شد. (در افسانه ها احتمال مي رود آن پيرمرد زئوس بوده است كه در قالب پيرمردى ظاهر شده)

كراتوس به آتن رسيد و مشاهده كرد آرس شهر را فتح كرده و همه جا را ويران ساخته. كراتوس پيشگو را كه در ميان خرابه هاى معبد به سر مي برد پيدا كرد و پيشگو به او گفت شهر فتح شده و حال زمان انتقام است.

 

«نبرد نهايى»

كراتوس ، آرس را در حاليكه با غرور به آتنا براى غلبه و فتح آتن نگاه مي كرد مشاهده كرد و جعبه پندورا با زنجيرى در دست آرس آويزان بود. آرس كراتوس را ديد و از زنده ماندن او تعجب كرد اما او را خطرى براى خود نمي ديد و مورد تمسخرش قرار داد. كراتوس با استفاده از صاعقه اى زنجير جعبه پندورا را از دست آرس جدا ساخت و جعبه به زمين افتاد و كراتوس آن را باز كرد.

حال كراتوس قدرت خدايان را به دست آورده بود و هم اندازه آرس شد (حدود 20 تا 23 متر) و براى نبردى سنگين آماده شد. آرس به او يادآورى كرد كه تمام مهارت هاى جنگجويى را از او آموخته و اوست كه كراتوس را جنگجويى بزرگ ساخته اما كراتوس تنها به فكر نابود كردن آرس بود كه ناگهان شش پاى عنكبوت مانند از پشت آرس به او حمله ور شد و مبارزه اى سخت ميان آن دو در گرفت در اين جنگ كراتوس با قدرت انتقام جويى خود پيروز ميدان شد و آرس در انتهاى مبارزه با حيله گرى خود ناگاه كراتوس را به عالم خيال پرتاب كرد. در حال سقوط ، كراتوس به ياد حرف هاى آرس افتاد كه به او گفته بود: راه هاى زيادى براى شكست دادن يك مرد وجود دارد اما موثرترين راه شكست روح او مي باشد. ناگهان كراتوس همسر و دختر خود را درون معبد ديد كه توسط موجوداتى همشكل خود كراتوس مورد حمله قرار گرفته اند و كراتوس تصميم گرفت تا از آنها محافظت كند و مى دانست آرس ميخواهد روح او را شكست دهد. كراتوس موفق به نابودى تمام اهريمنان هم شكل خود شد و رو به آرس گفت من خانواده خود را نجات دادم اما آرس شمشير هاى اهدايى خود به كراتوس را بازپس گرفت و به وسيله آنها خانواده اش را كشت تا هزينه اى باشد براي كراتوس در برابر قدرتى كه بدست آورده بود و بايد مى پرداخت.

كراتوس ناراحت و شكسته از عالم خيال به آتن و صحنه مبارزه بازگشت و در حاليكه آرس خود را براي كشتن او آماده مي كرد كراتوس آخرين هديه خود را از خدايان دريافت كرد و آن شمشير خدايان بود. با به دست آوردن شمشير خدايان توسط كراتوس ، آرس وحشت زده شد و او را به اتحاد دعوت كرد و به او گفت كه در سخت ترين شرايط به كمك آمده و او را از مرگ رهايى بخشيده و يك جنگجوى بزرگ ساخته است. كراتوس به او پاسخ داد كه در كارش موفق بوده ، و شمشير را در سينه آرس فرو كرد. با مرگ آرس جوهر وجود خدايى وى با انفجارى مهيب آزاد شد.

 

«پايان افسانه»

آتن نجات يافت و بازسازى شد اما كابوس هاى كراتوس همچنان ادامه داشت. او از آتنا درخواست كرد كابوس هايش را از بين ببرد اما آتنا در پاسخ گفت: تنها گناهان گذشته او فراموش مى شود و قولى براى از بين بردن كابوس هايش به او نداده است. كراتوس با شنيدن اين جمله و براى رهايى از كابوس هايش خود را از بالاى صخره اى به دريا پرتاب كرد به اين اميد كه مرگ آرام بخش او باشد.

اما خدايان قصد ديگرى داشتند آنها كراتوس را كه در حال غرق شدن بود از آب بيرون كشيدند و به بالاى صخره بازگرداندند. مجسمه آتنا به كراتوس گفت: شخصى كه چنين كار بزرگى را براي خدايان انجام دهد نمى تواند بميرد و با توجه به مرگ آرس او خداى جنگ خواهد شد. آتنا دروازه اى را به سمت كوه المپ و تخت آرس بازكرد و به كراتوس گفت وارد شود و با ورودش به كوه المپ آتنا شمشير Chaos را دوباره به او هديه كرد. كراتوس بر تخت خداى جنگ نشست و تمام جنگ هاى اعصار تاريخ را در ذهن خود مشاهده كرد او خداى جنگ جديد بود و از اين پس هر مردى كه وارد جنگى مي شد او را مشاهده مي كرد.

كراتوس با شكست آرس و گرفتن انتقام خانواده اش راضى نشده بود او همواره در پى فكر گمشده كودكى خود بود كه آزارش ميداد او پدرش را نمي شناخت. هنگامى كه مادر كراتوس در بستر مرگ بود از او خواست تا نام پدرش را بگويد اما مادرش به موجودى ديو مانند تبديل شد و به سمت كراتوس حمله ور شد , كراتوس با وجود دوست داشتن مادرش ضربه اى به او وارد ساخت و به گوشه اى پرتابش كرد. آخرين كلمه اى كه مادرش پيش از مرگ به زبان آورد اين بود: زئوس.

زئوس پدر كراتوس بود. او فرزند يك خدا بوده است و آرس و آتنا برادر و خواهر وى بودند. شعله هاى خشم و انتقام دوباره در كراتوس برانگيخته شد و اين بار مى خواست انتقام خود و مادرش را از زئوس بگيرد. (در عقايد مردم يونان باستان زئوس را براى ترك كردن خانواده اش مقصر نمي دانستند زيرا همسر او كه مادر كراتوس بود موجودى حسود و نادرست بود و مى توانست موجب مشكلات بسيارى براى زئوس شود همانند همسران آپولو (Apollo) (خداى آفتاب و زيبايى و شعر و موسيقى) و آرتميس (Artemis) (الهه ماه و شكار) و يا هركول (Hercules).

 

«سرنوشت»

با دست يافتن كراتوس به جعبه پندورا ، كرونوس براي هزاران سال ديگر در بيابان روح هاى سرگردان تبعيد بود و معبد بر پشت وى خاموش و در آرامش و سكوتى ابدى قرار گرفت. افسانه معبد پندورا قرن هاى متمادى زبان به زبان چرخيد و اخيرا معبد جعبه پندورا را در كنار استخوان بزرگى از كرونوس يافته اند و با كشفيات صورت گرفته ، مشخص شده رازها و تله هاى بسيارى در آن وجود دارد و بر اساس يك افسانه قديمى به زودى قهرمان جديدى از آن بر خواهد خواست.


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/23

 

کنسول X360 واقعیت دارد

ارسال شده در پنجشنبه, 22 می 2008، توسط mahdi6020

motion controller کنسول X360 واقعیت دارد ساعاتی پیش تصویری از motion controller منتشر شد مبنی بر اینکه این کنترلر مربوط به X360 میباشد اما تشکیل جسمی و هندسی این وسیله دقیقا همانند کنترلر های WII بود بدین سان کمتر کسی این شایعه را باور کرد اما مجله Xbox World 360 این مورد را قطعا تایید کرده و اعلام کرده قبل از پایان سال 2008 به بازار عرضه خواهد شد ( قبل از ارائه تصویر ) از طرف دیگر نام این کنترلر یا به نوعی حیطه کاری Microsoft Mii system نامیده شده و توسط استدیو RARE در کشور انگلیس در حال ساخت میباشد تمامی خبر مورد تایید سایت بسیار معتبر CVG میباشد!


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/23

 

اطلاعات جدید از بازی Ubersoldier 2 : The End of Hitler

ارسال شده در پنجشنبه, 29 می 2008، توسط mahdi6020

اطلاعات جدید از بازی Ubersoldier 2 : The End of Hitler خب مطئنا تعداد زیادی از شما دوستان با بازی Ubersoldier اشنایی دارید . عنوانی که در تاریخ 3/27/2006 در سبک FPS برای پلتفرم PC منتشر شد . حالا پس از دو سال اطلاعات جدیدی از نسخه شماره دو این بازی اعلام شده که در زیر میخوانید :

نام کامل شماره دوم این بازی Ubersoldier 2: The End of Hitler میباشد . سبک این شماره از بازی نیز مانند گذشته ( Classic First Person Shooter ( FPS است و وقایع جنگ جهانی دوم را رعایت میکند .
جایی که قهرمان اصلی بازی با نام Karl Stolz و ملقب به UberSoldier از توانایی های زیادی برخوردار هست و در حال جنگ با نازی ها میباشد .

برای این بازی مراحل و ماموریت های متنوعی طراحی شده است . همچنین شما با پیشرفت در بازی متوجه خواهید شد که دشمنان شما علاوه بر انسان ها از موجودات غیر زمینی ( عجیب و غریب ! ) نیز تشکیل شده اند !

از نکات برجسته این بازی میتوان به :

1 – به کار گیری گرافیک , فیزیک و هوش مصنوعی نسل جدید در این بازی .

2 – قابلیت MultiPlayer هم از طریق Lan و هم از طریق اینترنت به همراه GameSpy support

3 – اسلحه های بازی به صورت دقیق و کاملا مطابق با زمان WW2 و نمونه اولیه انها طراحی شده است . 21 اسلحه در این بازی وجود خواهد داشت که میتوان به MG-42 و … اشاره کرد .

4 – این بازی از عناصر سبک RPG نیز بهره خواهد برد . به طور مثال شما میتوانید در بازی توانایی های مخصوصی به دست اورید و Level Up شوید .

5 – شما در این بازی با دوجینی از انواع دشمنان وحشیانه طرف هستید که از قابلیت های منحصر به فردی برخوردار هستند .

6 – همچنین شما در Ubersoldier 2 میتوانید از وسایل نقلیه زیادی استفاده کنید . به طور مثال میتوان به جیپ ها , کامیون ها , هواپیما ها و ... اشاره کرد .

لازم به ذکر هست که این بازی توسط شرکت بازیسازی Burut در حال ساخت میباشد و ناشر ان شرکت Strategy First نام دارد .
عنوان UberSoldier 2 در تابستان امسال برای پلتفرم PC به صورت انحصاری منتشر خواهد شد .


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/23

 

سونی ساخت Eight Days و The Getaway را متوقف کرد!

ارسال شده در پنجشنبه, 05 ژوئن 2008،

سونی ساخت Eight Days و The Getaway را متوقف کرد! Sony Computer Entertainment Europe اعلام کرد ساخت دو عنوان از بازیهای PlayStation 3 که در استودیوی لندن در حال ساخت بوده را , متوقف کرده است. (Eight Days و The Getaway)
............
در اعلام رسمی که از طرف کمپانی سونی منتشر شده اینگونه آمده است: "بر اساس توافقاتی که انجام شده , ساخت دو عنوان Eight Days و The Getaway متوقف شده است و دلیل آن ناشی از مسایل مادی و بودجه لازم ,بوده است."

" این تصمیم به این دلیل اتخاذ شده که در داخل کمپانی لیست قوی از عنوان های انحصاری first party وجود دارد که هم امسال و هم در آینده نزدیک ارائه خواهند شد و باید منابع مادی مناسب به این پروژه ها اختصاص بیاید تا این پروژه ها به مرحله تکمیل شدنشان نزدیک تر بشوند."
............
بازی Eight Days در نمایشگاه E3 سال 2006 به همگان معرفی شد و هدفش ادغام کردن یک بازی اکشن و صحنه های سینمایی با هم بود و یک تریلر هم از این بازی در آن نمایشگاه نشان داده شد.بازی The Getaway هم در مراحل اولیه ساختش بود که متوقف شده است.


UPDATE : سونی تایید کرده است که ساخت این دو پروژه برای همیشه متوقف شده است و در آینده , ساخت این دو بازی , از سر گرفته نخواهد شد.


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/23

 

Prince of Persia First Look

ارسال شده در شنبه, 07 ژوئن 2008،

Prince of Persia First Look بله Prince of Persia بازي محبوب Ubisoft برگشته . بازي جديد از موتور ارتقا يافته Assassin's Creed استفاده ميكنه . و بازي داستان پرنس جديد و يك داستان كاملا متفاوت به نمايش خواهد گذاشت . Sands of Time . فرح و همگي رفتند و جاي خودشون به بازي دادند كه از لحاظ داستاني بسيار جذاب تر هست و همچنين داراي يك Game Play كاملا جديد هست دادند .

اگه شما يكي از علاقه مندان به The Sands of Time بوديد نگران نباشيد ! Ubisoft هيچ وقت اين franchise خراب و كثيف نميكنه . Montreal team كاري كرد كه قسمت جديدمتفاوت 3 قسمت قبلي اين مجموعه باشه .در اصل اگر چه پرنس قدرت زمان خودش رو از دست داده اما وي از لحاط حركات اكروباتيك بسيار پيشرفت كرده است . سيستم كمبت و مبارزه بازي كاملا عوض شده و بازي كاملا open world هست و محدوديت بازي هاي قبلي رو نداره . اما شايد Prince of Persia به يك بازي open world تغيير پيدا كرده باشه و از موتور Assassin's Creed استفاده كنه اما نه اين يك بازي شبيه سازي شده از روي AC و به قولي clone شده نيست . اين بازي يك Prince of Persia جديد براي نسل جديد هست كه اين وطر كه به نظر مياد داراي يك تحول بسيار زياد و عالي شده است .



زماني كه بازي شروع ميشه قهرمان ما يك پرنس و نجيب زاده نيست بلكه يك فرد ولگرد و علاف هست و در يك صحرا سرگردان شده و به دنبال ماجرا جويي هست . هنگامي كه وي به دنبال خر فراري خود هست طوفان شن اتفاق ميافتد و وي در اين بين گير مي افتد . زماني كه اين طوفان تمام ميشود پرنس ناگهان خودش در ميان يك واحه پيدا ميكنه . باغ بهشت جايي كه پرنس به اونجا رسيده . در اين باغ محصور شده ( حصاركشيده ) درخت زندگي (The Tree of Life ) وجود داره .

در زمان هاي دور بين دو برادر كه هر دو خدا بودند جنگي در گرفت . اهريمن كه خدا بدي و تاريكي بود و فساد و تباهيThe corruption) رو در سرزمين خودش گسترش دادو برادر وي اهورا مزدا كسي كه خداي خوبي هست و در نهايت بر برادر خود پيروز ميشود . اهريمن و نيرو هاي وي در درخت زندگي اون باغ حصار دار به تله مياندازه. وي ( اهريمن )براي 200 نسل در اون مكان زنداني بود . تعداد زيادي جنگجو از باغ و درخت زندگي محافظت ميكردند اما رفته رفته تعداد انها كم شد تا تقريبا 0 رسيدند . لحظاتي بعد از اينكه پرنس ميرسه . شاهد نابود شدن درخت زندگي هست ,. عملي كه باعث ميشه اهريمن ازاد شود .

خبر خوب اينه كه حصار هاي واحه اين قابلتي داره كه اهريمن هنوز درون خودش نگه داري كنه اما نيرو هاي وي توسط يك شكاف به ارامي در حال خارج شدن و رفتن به دنيا هستند و به زودي اهريمن ازاد ميشه و دنيا غرق تاريكي خواهد شد مگر اينكه پرنس و همراه مرموز وي Elika اين قدرت داشته باشند كه نيرو ها رو به درون باغ دوباره هدايت كنند .



The corruption همه چيز هاي شيطاني و خطرناك موجود در دنيا هست .اون شكل دشمنانتون به خود ميگيره و به شكل تله هايي قرار ميگريد كه سعي به ميكنند به زندگي پرنس خاتمه دهند . اين دفعه شمشير هاي اره اي و تله هاي شاخ شاخي وجود نداره . فقط The corruption وجود داره يك مايع سياه هست كه زماني كه پرنس بازي ميكنيد مدام تغيير ميكند . ممكنه اين مايع سياه به شكل گودالي ايجاد شود كه اگه در اون بيفتيد و سقوط كنيد پرنس كشته ميشود. ممكنه است در حالي كه در حال رد شدن هستيد شما رو به دام بيندازه و بگيره و يا ممكنه به تو سرايت كنه و يا يه دفعه از يك ديوار بيرون بزند . تنوع corruption چيزي هست كه Ubisoft فعلا سعي در مخفي نگه داشتن اون دارد . اما قابليت تغيير corruption در بازي بستگي به نوع بازي شما دارد .

اين واحه براي شما نقش يك قطب و مركز در جهان بازي ميكنه . از اونجا ميتونيد به جاهاي مختلفي در بازي برويد . شما خودتو انتخاب ميكنيد كه در كدوم محيط براي بار اول نجات دهيد . بين انتخاب ها فرق هاي زيادي هست .در اول corruption داره خيلي كم و به سختي منتشر ميشود . پس اولين جايي رو كه شما ميرويد تا نجات دهيد يك سري تله وجود داره كه شما رو وادار به يك سري حركات اكروباتيك ميكنه كه چيزه خاصي نيست . هر چي مناطق بيشتري رو ارم ميكنيد سواراخ هاي باغ هم برزگتر ميشوند و corruption در زمين هايي بيشتري پيش ميرود . هر چه مناطق بيشتري ازاد و پاك سازي ميكنيد باعث ميشود كه چگالي corruption در مناطق باقي مانده بيشتر شود .

چون كه تصميم اينكه شما كجا رو در دنيا نجات دهيد ترتيبي كه عمل ميكنيد باعث تغيير در بازي شما ميشود . شما و دوستتون ممكنه هر دو در حال بازي باشيد در حالي كه در دو جهت كاملا متضاد بازي رو شروع كرديد بنابراين تجربه شما از بازي كاملا متفاوت و منحصر به فرد ميباشد مثلا يكي از Boss هايي كه شما با اون مواجه ميشيود زماني كه ميميريد مقداري تله هاي corruption به سمت دنيا هايي كه نجات پيدا نكرده رها ميكند . اين تله براي بقيه بازي باقي ميماند و زماني ناپديد ميشه كه اون منطقه ازاد و پاك سازي شود . زماني كه در اول بازي با يك غول طرف ميشويد تله هاي اون براي تمام طول بازي باقي ميماند و مشكلات شما رو بيشتر ميكنه پس بهتره كه اخر كار به سراغ اون بريد تا تله هاي مزاحم شما نشه



به خاطر اينكه corruption مدام در حال تغيير شدن هست ممكنه در يك منطقه چند بار رد شويد و هر بار چالش هاي كاملا متفاوتي در اونجا داشته باشي . يكي از نكات منفي درست كردن يك بازي Open - World اين است كه ممكن است عقب گرد هاي متعددي داشته باشي . اما در Prince of Persia مطمئن باش كه رد كردن يك منطقه در ساعت اول بازي خيلي فرق با زماني داره كه شما در ساعت 4 هم از همان منطقه رد شويد.
.
يك سري نقاط چشم انداز وجود داره كه در اين ارتفاعات شما يك ديدي از زمين بازي پيدا ميكنيد . ازاين نقاط ميتونيد به سادگي ببنيد كجا ها نجات پيدا يافته و كجا ها تحت سلطه corruption هست صبر كنيد . فكر نكيد اين نقاط هم مثل Eagle Eye در Assassin's Creed هستند . ايم مثل اين نيست كه دربالاي كليسا بشيني و در پايين خودت خيابان نگاه كني .اين مثل اينه كه بري در دامنه تپه اي بايستي و به دشت نگاه كني

با اينكه ما چيز خيلي زيادي از Prince of Persia نديدم اما همين فهميدم كه همانند Assassin's Creed يك بازي open world هست . چيزي كه شما در حال حاضر ميدونيد اينه كه شما يك پرنس داريد كه داراي حركات اكروباتيك استثنايي هست و هدفش اينه كه تمام قدرتاشو از اول تا اخر بازي امتحان كنه . پرنس ميتونه از ديوار راه بره از روي اون تاب بخوره و هر حركت هوايي كه شما از اين مجموعه انتظار داريد انجام بده

پرنس يك دستكش اهني ميپوشه كه داراي انگشتاني پنجه مانند هست و اين وسيله فقط براي مبارزات نيست و پيوسته در حركات اكروباتيك شما تاثير زيادي داره . پرنس به وسيله اين چنگك ميتونه به ديوار اويزون شه و به ارامي پايين بياد . شما در هنگامي كه به وسيله چنگك به ديوار اويزان هستيد تماما حركات عرضي بو سيله اون انجام ميدهيد . شما ميتوانيد به وسيله چنگك از تله هاي corruption جا خالي و فرار كنيد و شما هر زماني كه خواستيد ميتوانيد از ديوار اويزان شويد اما چيزي كه خيلي اين مهره ارزشمند كرده زماني كه شما پرش ميكنيد و موق نميشودي و در حال سقوط هستيد كه اين چنگك شما رو نجات ميدهد




حركات اكروباتيك تنها نصف معما هاي شما ميباشد و خب شما همواره بايد مبارزه كنيد . توي POP نسل قبل شما حدود دوجين دشمن مبارزه ميكرديد كه در اين شماره قاعده به طور كلي تغيير كرده و شما در اين زيمنه كاملا با يك POP جديد روبرو هستيد و طبق چيزي كه ما ديدم تغييرات همگي براي بهتر شدن مبارزات بود

پرنس ما در اين بازي يك شمشير بلند و باريك در دست راست خود و يك دستكش اهني { چنگك } در دست چپ خود داره و اينها اسلحه هاي پرنس در اين بازي هستند ولي قبلش بايد بگم كه پرنس اصلا اسلحه خودشو در بازي تقويت نميكنه و اصلا اين بازي از اون سري بازي هايي كه فكر ميكنيد نيست !!داستان درباره يه صحرا گرد كوچ نشين هست كه به يك قهرمان بزرگ تبديل ميشه و بازي بيشتر درباره پرنس تا ابزار الات در دسترس وي !

اين دفعه مبارزات خيلي فرق ميكنه . شما توي بازي هيچ وقت توجه كنيد هيچ وقت بيشتر از يك دشمن نخواهيد ديد هيچ وقت !!مبارزات هميشه به صورت تن به تن و 1به 1 خواهد بود . اما اين دفعه دشمنان شما خيلي باهوش تر هستند نكته جالب اينه كه دشمنان در بازي به اندازه پرنس در مبارزه مهارت دارند و بعضي وقت ها حتي بيشتر !!! مبارزات سينمايي در بازي حس يك بازي مبارزه اي به شما القا ميكنه و اونها خيلي قوي هستند و خيلي اوقات اين مبارزات مهارتهاي پرنس با شمشير ميسنجد .

ما ديدم كه پرنس با يك شكارچي در حال مبارزه بود (Hunter ) . شكارچي موجوداتي ترسناك همراه با دستاني بريده شده و كريه هستند كه توسط corruption به وجود امدند . شكارچي ها در بيشتر اوقات جلوي حملات مستقيم پرنس گارد ميگيرندو و به قولي اين حملات بلاك ميكنند . شكارچي پرنس به سمت ديوار هل ميده وسعي ميكنه ضربه سنگيني به وي بزنه پرنس هم وي رو هل ميده و سعي ميكنه ازادتر باشه . هردو اينها به قفل كردن شمشيراشون در مقابل هم ادامه ميدهند



هر دكمه اي مثل يك حمله عمل ميكند و ميتونه شما رو متهي به يك كمبو بكنه . به جاي اينكه مثل God of War كمبو هاي شما به صورت ارم .ارام .سنگين باشه در پرنس كار شما خيلي راحت تر هست . ميتوني هر طور كه دلت بخواد اون ميكس كني . اين خيلي سخته كه بدون بازي كردن در اين مورد نظر دهي . اما با نگاه به بازي هم از اين مورد خوشت مياد . Ubisoft ادعا كرده با اين سيستم ميتوني يك كمبو 15 ضربه اي داشته باشي كه اين خيلي بيشتر از بازي هاي قبلي هست .هدف اينه كه بيشترين خلاقيت در مبارزه داشته باشي و انقدر روان باشه حركت ها كه با قدرت هاي ورزشي پرنس مطابقت بكنه .

چندين دليل وجود داره كه Ubisoft براي سيستم مبارزه خود به سمت mano-y-mano رفته . اين به تيم ازادي بيشتري در مورد دوربين بازي ميده . دوربين بازي ميتونه خودش نزديك كنه و جلوه هاي سينمايي رو به زيبايي نشون بده و ديگر هم نيازي به سيستم lock-on نيست . و دليل ديگر اينه كه با توجه به اينكه حواس شما هميشه به يك نفر معطوف هست (دشمن ) AI بازي ميتونه قوي تر عمل كنه و خب يك دشمن هم بسيار توانا تر هست . همچين اين بازي ياد اور نسخه اصلي و اوليه Prince of Persia بر وري PC هست .

HUD در مورد اين بازي تقريبا وجود نداره . شما در بازي با mini-map سر و كار نداريد و همچنين شما در جه جان ( health bar ) در بازي وجود نداره اگه بخواهيم ساده تر بگيم بايد بگيم كه شما اصلا جاني نداريد !!!! اون طوري كه براي ما توضيح دادند بازي بسيار شبيه نسخه اوليه و اصلي Jordan Mechner هست . شما نيمتوانيد ضربات زيادي دريافت كنيد قبل از اينكه بميريد . شما قبل از اينكه ميتوانيد 1 يا 2 ضربه (فوقش ) دريافت كنيد !! ما دقيقا نميدونيم چگونه در دراز مدت ميشه اين گونه بازي كرد اما ما مطمئنيم يك سري اقدامات مقابله اي هست كه بازيكنان از اون كشتار نجات ميدهد .



شايد شما شگفت زده شده باشيد كه نقش Elika' در بازي چيه ؟ ما فقط ميتونيم به شما بگيم كه Elika يك نقش كامل و بي نقص در Prince of Persia داره و همچنين وي نقش مهمي در Prince of Persia داره. اليكا در بازي تمام زمان با شماست و هميشه با اون هستيد و لي خوبي اليكا اين هست كه هيچ وقت مزاحم شما نيست و هميشه در حال كمك به شما هست طبق گفته بن ماتس در بازي به هيچ وجه CO-OP وجود نداره و وجود چنني مودي كاملا غير ممكن هست . اينطور كه به نظر ميرسه اليكا يك طرد شده از طرف اهوريان هست .

در مورد عكس هاي بازي ميتونيم بگيم كه بازي از لحاظ بصري كاملا با شماره قبلي فرق داره . اما اين سبك گرافيكي cel-shaded نيست ( عكس جديد رو به صورت بزرگ ببينيد تا متوجه حرف IGN شويد ) Ubisoft در اين مورد ميگه سبگ گرافيكي نسبت به سل شيد خيلي واضح تر و روشن تر هست و اين زماني هست كه سل شيد مسطح و تخت به نظر مياد . در اين بازي همه جا رو به صورت 3 بعدي و با جزييات خيلي زياد ميبينيد اين مدل مثل اينه كه يك نقاشي به صورت واقعي دربياد .


Prince of Persia جديد تمام راه هايي كه جانشين خلف Sands of Time رو داره . با اينكه چيز هايي زيادي تغيير كرده . Ubisoft Montreal در حال يك مديرت قوي هست تا بازي كاملا حس و حال Prince of Persia رو داشته باشه و اين مورد بي تغيير بماند . ( اين جمله IGN كاملبا در خطاب خيلي از طرفدار ها و كساني عاشق شماره قبلي بوده گفته ) : طرفدارن پرنس ناراحت هستند براي وقف دادند با سيتم هنري جديد Prince of Persia و همچني سيستم مبارزه اما اونها عادت ميكنند وقتي كه وارد بازي شوند . اسم بازي طبق گفته بن ماتس فقط Prince of Persia خالي هست و هيچ پسوند و پيشوند ندارد و طبق گفته ايشان نسخه wii وجود ندارد و نخواهد داشت و بازي در تصطيلات امسال ( 2008 ) براي PC.X360.PS3 عرضه ميشود


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/23

 



ارسال شده در چهارشنبه, 21 می 2008،

Gears Of War 2 احساساتی تر از Bioshock ! سلام .

امروز خبر خیلی جالبی منتشر شده . سایت OXM امروز اعلام کرد :

شخصی ( هنرپیشه البته ) که در نقش صدای Dom در بازی بسیار زیبای GeOW ایفای نقش میکرد گفت که داستان بازی Gears Of War 2 فراتر از Bioshock میباشد !

جناب Carlos Ferro , کسی که در نقش صدای ( Dominic Santiago ( Dom در بازی GeOW 2 فعالیت میکند در مصاحبه ای با سایت OXM اعلام کرد که داستان این بازی احساسی تر از چیزی هست که شما در بازی Bioshock شاهد ان بوده اید .
همچنین ایشون ادعا کردند که اتفاقات زیادی در داستان این قسمت از بازی رخ خواهد داد !
حالا چی اتفاقاتی معلوم نیست  .

باید منتظر خبرهای بیشتر در رابطه با این موضوع بود ... .


 
نويسنده : مهدی.خ   | تاریخ : پنجشنبه 1387/03/02

 top spin2


   Top Spin2
Top Spin2
سازنده Aspyr
ناشر 2K Sports
سبک بازی Tennis
تاریخ انتشار Mar 16, 2007
پلتفورم PC | X360 | DS | GBA
نویسنده dj_mj
7.9
خوب
 
Gameplay  
  8
Graphics  
  8
Sound  
  7
Value  
  8
Tilt  
  8
   
سطح بازی: متوسط
درجه سنی: +6
زمان یادگیری: حدود نیم ساعت
Images
بیشتر »
نقاط قوت: گیم پلی سریع و مجذوب کننده،ساخت شخصیت دلخواه،وجود تمامی تنیس بازان مطرح جهان

نقاط ضعف: وجود باگ های متعدد، صداگذاری ضعیف، زاویه دوربین بد،انیمیشن های متوسط
 
4
(2 رای)
 

نام Top Spin 2 برای تمامی عاشقان تنیس آشناست. بازی با گیم پلی روان، گرافیک تقریبا خوب، صدا گذاری ضعیف و فیزیک خوب که چند ماه پیش برای 360 عرضه شده و الان شما می توانید این بازی را روی PC خود نیز تجربه کنید. Top Spin 2 تقریبا از هر نظر کامل است و یک بازی خوب در زمینه Tennis Simulator به حساب می آید. بهتر است مقدمه را در همینجا قطع کنیم و به تشریح خود بازی بپردازیم.

همه چیز برای شما آماده است که وارد دنیای حرفه ای تنیس شده و حتی اگر از تنیس چیزی نمی دانید از این بازی لذت ببرید. بازی کلا به 3 قسمت تقسیم می شود:

1- Exhibition: در این قسمت به انجام بازیهای دوستانه می پردازید و میتوانید هر کدام از تنیس بازان شناخته شده در سطح جهان را انتخاب کنید و یک مسابقه دوستانه را به اتمام برسانید.

2- Tournament: در این قسمت نیز می توانید یکی از تینس بازان مطرح جهان را انتخاب کنید و در مسابقات مهم جهانی شرکت کنید.

3- Career: در این قسمت که اصلی ترین قسمت بازی است، شما با ساختن یک شخصیت که میخواهید تنیس باز شما باشد، با تمرین و شرکت در مسابقه های متعدد میتوانید خودتان را مطرح کنید، قدرت های خودتان را افریش دهید و خودتان را در World Ranking و Race Ranking به بالای جدول رسانده و یکی از مطرح ترین ستاره های جهان شوید.

در اینجا ما بیشتر به قسمت سوم یعنی Career میپردازیم و آن را برای شما شرح میدهیم:

در ابتدا شما می توانید به تک تک قسمت های ساختن یک شخصیت دسترسی داشته باشید. از مدل مو و استیل بدن و مدل ریش روی صورت گرفته تا استیل زدن ضربه موقع سرویس و هزاران مورد دیگر که همه و همه در اختیار شما قرار دارد تا شخصیت مورد علاقه خود را بسازید. ولی Option ها برای ساختن شخصیت مورد نظر زیاد نیستند و هر کدام از Option ها به 4 یا 5 مورد ختم می شوند. بعد از ساخت شخصیت مورد علاقه شما باید وارد دنیای حرفه ای شوید.

در صفحه اصلی، میتوانید بر تمامی اعمال خود نظارت داشته باشید و خودتان نیز در نقش یک مدیر برنامه ظاهر شوید و تمام کار های خود را زیر نظر داشته باشید. در ابتدا شما نمیتوانید در مسابقات بزرگ شرکت کنید چون مهارتهای مختلف شما در سطح شرکت در مسابقه نیست و بعد از چند ماه تمرین میتوانید در مسابقات کوچک شرکت کنید.

در تمرینات شما باید مهارتهایی مثل Stamina ، Speed، Power،Top Spin ، Service و ... را افزایش دهید که این قدرت ها با کسب ستاره های برنز، نقره و طلا افزایش پیدا می کنند؛ در نهایت شما در یک یا دو مهارت به level بالاتری می روید و این کار نیز با تمرین زیر نظر مربی انجام می پذیرد به این صورت که شما با تمرین خاصی حداکثر 3 ستاره برنز دریافت می کنید، آن را در skill دلخواه به کار می برید و با شرکت در مسابقات و کسب پیروزی، ستاره هایی به رنگ نقره ای و طلایی به دست می آورید که باید روی ستاره های برنز به کار ببرید و نیز باید توجه داشت که هر مربی میتواند تا level خاصی شما را تمیرین دهد.

جالبترین قسمت بازی این است که شما می توانید برای خود "اسپانسر" انتخاب کنید و در این زمینه نیز شرکت های معروفی چون Nike و Willson را میتوانید انتخاب کنید که هر کدام شرایط خاصی دارند و تعدادی وسایل را مجانی در اختیار شما قرار داده و در مواردی خاصی نیز به شما پاداش می دهند.

هر 15 روز شما میتوانید در مسابقات شرکت کرده یا تمرین کنید. انتخاب تمرین کردن یا مسابقه دادن نیز به شما بستگی دارد که کدام را اتخاب کنید. شما 3 انتخاب در روز های 15 و 30 هر ماه دارید. تمرین کردن، مسابقه های معمولی و Special Match که این قسمت آخر معمولا مربوط به مسابقه های ملی، مسابقه های مختلط (Male & Female Mixed) و مسابقاتی در مورد شرکت اسپانسر میشود که پاداش های خوبی در این مسابقات می توانید بگیرید.

همانطور که گفتیم بخش مسابقات ملی نیز در این بخش یعنی Special Match